رد کردن لینک ها

بررسی بازی Frostpunk: Console Edition

اشتراک گذاری

برف یکی از جذابترین و زیباترین پدیده‌های طبیعی است که پیر و جوان از دیدنش ذوق می‌کنند. حال تصور کنید به جای یک هفته یا دو هفته، برای چندین سال به طور مداوم برف باریده و دمای هوا حتی در نقاط معتدل جهان به منفی چهل الی شصت درجه سانتی گراد برسد. بازی Frostpunk به خوبی پاسخ این سوال را داده که با شروع عصر یخبندان جدید و به واسطه آن سقوط تمدن‌های بشری، چه بلایی سر بازماندگان زمین خواهد آمد.

بازی در اوج دوران ویکتوریایی و قدرت امپراطوری بریتانیا در قرن نوزدهم آغاز می‌شود. بازماندگان لندن که دیگری چیزی از آن جز ساختمان‌های یخزده باقی نمانده، تصمیم می‌گیرند برای یافتن خانه‌ای جدید راهی سرزمین‌های دریای شمال شوند. به گفته رهبران بازماندگان، در سرزمین‌های شمالی، ژنراتورهایی وجود دارد که می‌توانند از حیات پشتیبانی کرده و سکونت گاهی گرم و ایمن برای بازماندگان نسل بشر باشد. گیمرها کنترل بازی را پس از رسیدن گروهی از بازماندگان به یکی از ژنراتورها در دست می‌گیرند. نخست باید مردم خود را دسته بندی کرده و آن‌ها را برای جمع آوری ذغال، چوب، فولاد و گوشت خام به بیرون از شهر بفرستید. ژنراتور با ذغال کار می‌کند و نخستین ماموریت گیمرها و مهمترین آن برای بقای شهر، جمع آوری و انبار کردن ذغال است.

با ساخت مرکز فناوری و دستیابی به تکنولوژی‌های جدید، روش‌های جدیدی برای استخراج سریع و گسترده منابع می‌یابید. به عنوان مثال ساختمان‌هایی در بازی قابل ساخت هستند که با پمپاژ هوا به داخل زمین، ذغال استخراج می‌کنند. سپس باید با ساخت یک مرکز جمع آوری منابع، تعدادی از مردم خود را مامور جمع آوری ذغال‌ها کنید. از سوی دیگر هم با ساخت یک مرکز نسبتا پیشرفته، می‌توانید منابع چوب خود را سوزانده و تبدیل به ذغال کنید. با پیشرفت در بازی راه‌های بسیار متنوعی برای جمع آوری منابع پیش رویتان قرار می‌گیرد اما تصور نکنید به همین راحتی قرار است برای خود یک شهر منظم یا یک یوتوپیا بنا کنید.

فراموش نکنید که بشریت از بین رفته و مردمتان باید در دمای بین منفی چهل تا منفی شصت درجه زندگی کنند. حتی لحظه‌ای خاموش شدن ژنراتور مساوی است با سرماخوردگی شدید ساکنان شهر و درنهایت مرگ آن‌ها.

علاوه بر مشکل گرما، تهیه غذا هم یکی از بزرگترین چالش‌های بازی است و اگر به تهیه به موقع و منظم آن دقت نکنید در نهایت مجبور به کاهش جیره غذایی مردم یا تحویل سوپ به آن‌ها به عنوان غذا خواهید شد. مسئله‌ای که به هیچ عنوان مورد پسند آن‌ها قرار نخواهد گرفت.

همان طور که گفتیم در دنیای فراست پانک، خبری از مطبوعات و آزادی‌های اجتماعی و فردی نیست. هر کدام از ساکنان تنها چندین ساعت برای خودش آزاد است و تقریبا روزی دوازده تا چهارده ساعت باید کار طاقت فرسا انجام دهد. این برعهده فرمانده شهر است که مانند برده از مردم کار بکشد یا این که به آن ها آزادی های بیشتری اعطا کند. تصمیماتی خاکستری که هرکدام نتایج منفی خود را دارند. با بیگاری کشیدن از مردم و حتی کودکان، بسیاری از آن‌ها می‌میرند یا سر به شورش می‌گذارند، از سوی دیگر با کاهش شدید شیفت‌های کاری هم بسیاری از کارها پیش نرفته و منابع به سرعت مصرف می‌شوند. کمبودی که بازهم باعث شورش مردم خواهد شد.

با اندکی پیشرفت در بازی، بازیکنان قادر به تربیت تیم‌های تجسسی خواهند بود که با گشت و گذار در نقشه، به دنبال بازماندگان دیگر گروه‌های مهاجر، منابع و یا حتی ربات‌های کاری بگردند. بازی همان طور که از نامش هم پیداست حال و هوای استیم پانک دارد و این موضوع از همان لحظات اولیه بازی و سوار شدن مهاجران روی کشتی‌های بخار قابل مشاهده است. تیم های تجسس با اندکی گشت و گذار در نقشه به ربات‌ها برخورد خواهند کرد که با برنامه ریزی دوباره‌ قادر به کار در معادن خواهند بود.

با این حال همه چیز در Frostpunk محدود به جمع آوری منابع و گرم کردن اجاق خانه‌ها نیست. ممکن است تمامی منابع مورد نیاز را به مقدار کافی در اختیار داشته باشید اما امید مردم به آینده و زندگی چنان کم باشد که عملا دست به شورش بردارند. یکی از نقاط حساس بخش داستانی بازی، رسیدن به نقطه‌ای است که ساکنان شهر متوجه می‌شوند عملا هیچ شهر دیگری در اطرافشان وجود نداشته و شهر آن تنها نقطه امن باقی مانده در سرزمین‌های شمالی هستند. شاید با خود فکر کنید که در چنین موقعیتی مردم شهرتان با یکدیگر متحد خواهند شد اما سخت در اشتباهید، امید مردم بسیار کاهش یافته و بخشی از آن‌ها تصمیم می‌گیرند به لندن بازگردند. حال بازی یک دو راهی بسیار مهم و سرنوشت ساز در برابرتان قرار می‌دهد، آیا می‌خواهید نظم را با استفاده از نیروهای پلیس و حکومت نظامی بازگردانید، یا با راه انداختن یک فرقه جدید، به مردم روحیه داده و در نهایت با نیروهای فرقه وفادار به خود آن ها را قلع و قمع کنید. یکی از بزرگترین نقاط قوت و جالب Frostpunk که آن را تبدیل به یکی از برترین عناین استراتژی چند سال اخیر می‌کند گرافیک یا مدیریت شهری نیست بلکه همین تصمیمات ریز و درشتی خاکستری یا سیاهی است که گیمرها طی بازی اتخاذ می‌کنند. چگونه می‌توان تشخیص داد کشتن یک شهروند زخمی انسانی‌تر است یا قطع کردن دست و پای او برای جلوگیری از گسترش عفونت و بیماری و درنهایت فرستادن همان انسان زخمی به معدن.

فراست پانک پر است از نقاط تاریک و صدالبته چالش‌های بسیار بزرگ. بدون شک گیمرهای چالش طلب به سرعت جذب آن خواهند شد. زیرا گیم پلی بازی به هیچ عنوان ساده نیست و هر اشتباه کوچکی می‌تواند به سرعت امید مردم را از بین برده و در نهایت جان شما به عنوان فرماندار را به خطر بیاندازد.

فراست پانک گیمرها را مجبور می‌کند تصمیمات سختی اتخاذ کنند. وقتی دمای شهر بر اثر طوفان به منفی یکصد و بیست درجه رسیده و منابع ذغال سنگ رو به اتمام هستند، راه حلی در پیش رویتان قرار ندارد که تمامی مردم را نجات دهید. باید داوطلبانی را راهی معدن کنید که بسیاری از آن‌ها کشته خواهند شد یا معادن را تعطیل کنید و شاهد جان دادن شهروندانتان بر اثر سرما باشید.

علاوه بر سناریوی داستانی New Home که در آن باید با غلبه بر چالش‌های فراوان لندن جدید را پایه گذاری کنید، سه سناریوی دیگر به نام‌های The Arks، The Refugee  و The Fall of Winterhome قابل انتخاب هستند که داستان آن‌ها به نحوی مرتبط با سناریوی اصلی بوده و پس از پیشروی در آن آزاد می‌شوند. بازیکنانی هم که چندان علاقه‌ای به سناریوهای داستانی نداشته و خواهان شهرسازی هستند مد بی‌پایان درنظر گرفته شده. در این مد دو انتخاب براساس سلیقه بازیکنان قرار داده شده، نخست افرادی که تنها می‌خواهند به شهرسازی بپردازند و حوصله مبارزه با بلایای طبیعی ندارند. گزینه دوم هم مخصوص بازیکنانی است که علاقه خاصی به خودآزاری داشته و به دنبال چالش می‌گردند. در انتخاب دوم شهرسازی با خیال آسوده هدف نهایی نیست، هدف این است که تا چه زمان می‌توان در برابر طوفان‌های سهمگین و بحران‌های اجتماعی دوام آورد.

نسخه کنسولی Frostpunk یک تجربه منحصر بفرد و ناب نه تنها برای طرفداران ژانر استراتژی بلکه تمامی گیمرهایی است که به دنبال تجربه‌های نو در دنیای گیمینگ هستند. هدف در Frostpunk ساخت یک امپراطوری یا غلبه بر دشمنان نیست. اینجا هدف تنها بقا در برابر خشم مادر طبیعت است.


امتیاز بازی‌سنتر – 9


9
امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:

تصمیمات سخت و چالش برانگیز
طراحی هنری خوب
فریم ریت ثابت و روان
گیم پلی درگیرکننده و اعتیادآور
بخش شهرسازی و مدیریت جذاب
موسیقی گوش نواز

نقاط ضعف:

سناریوهای داستانی کوتاه

این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS4 بررسی شده است


User Rating:

Be the first one !

X